X
تبلیغات
ساقی کربلا

ساقی کربلا

قمربنی هاشم

سلام بر ام العشق

من غام قمـــــــرم ، غير قمــــــر هيچ مگو

سلام بر امیر عشق.درابتدا فضای وبلاگ خویش را معطر به کلام ام العشق مینمایم.

 یا لیت شعری اکما اخبروا بان عباسا قطیع الیمین

اری ای مادر عشق عزیزت در راه مولایش نه فقط دست بلکه هستیش رادادتابه عالمیان معنای عشق رابفهماند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 0:27  توسط حیدری  | 

پخش زنده شبکه های دیگر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 13:55  توسط حیدری  | 

عکسهایی از کف العباس علیه السلام

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/107.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/110.jpg


http://www.alkafeel.net/gallery/images2/109.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/6.jpg
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 14:12  توسط حیدری  | 

عکسهایی ازصحن شریف حضرت عباس علیه السلام


http://www.alkafeel.net/gallery/images2/95.jpghttp://www.alkafeel.net/gallery/images2/473.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/573.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/594.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/613.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/607.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/592.jpg



+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 14:8  توسط حیدری  | 

عکسهایی از ضریح مطهر حضرت عباس علیه السلام

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/476.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/484.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/477.jpg


http://www.alkafeel.net/gallery/images2/41.jpg


http://www.alkafeel.net/gallery/images2/469.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/47.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/43.jpg

http://www.alkafeel.net/gallery/images2/466.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 13:59  توسط حیدری  | 

مشارکت حرمین مطهر حسینی و عباسی در خدمت رسانی به زائران سامراء



 [سرویسهای انتقال زائران]



 


همزمان با سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام هیات امنای حرمین مطهر حسینی و عباسی علیهم السلام با ارسال دهها دستگاه مینی بوس و اتوبوس خود در خدمت رسانی به زائران حرم مطهر امامین عسکریین علیهم السلام مشارکت داشتند . مینی بوسهای مستقر در شهر سامراء زائران را از مناطق ممنوعه به نزدیکترین نقطه به حرم مطهر منتقل نمودند. این در حالیست که انتقال زائران از شهر مقدس کربلا به شهر سامراء نیر توسط اتوبوسهای حرمین مطهر انجام پذیرفت . آقای سید هاشم الموسوی رئیس قسمت خدمات حرم حضرت عباس علیه السلام در گفتگو با سایت الکفیل از اختصاص 5 دستگاه مینی بوس و 2 دستگاه اتوبوس برای انتقال زائران خبر داد و افزود : 2 دستگاه تانکر حمل آب شرب برای تامین آب مورد نیاز زائران اختصاص یافت و یک پست ایست و بازرسی علاوه بر پایگاه امدادرسانی نیز تحت اشراف این آستان مقدس اداره گردید . همچنین آقای حاج محمد ابو دگه رئیس قسمت خدمات حرم حسینی نیز از تخصیص 8 دستگاه مینی بوس ، 2 دستگاه اتوبوس ، 2 دستگاه تانکر آب ، 5000 تخته پتو ، 7 دستگاه جرثقیل ، 6 کانکس سرویس بهداشتی و 21 دستگاه خودرو سواری ویژه خدمت رسانی به زائران و استقرار 50 نفر از پرسنل حرم مطهر برای برقراری نظم و امنیت خبر داد . لازم به یادآوریست حرمین مطهر کربلا همواره با سایر عتبات عراق در برپایی زیارتها و مناسبات که با حضور خیل عظیم زائران همراه است مشارکت دارد .

















+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 13:46  توسط حیدری  | 

همزمان با اعلام آغاز ماه ربیع الاول از سوی دفتر آیت الله العظمی سیستانی پرچم سرخ برفراز گنبد حرمین م



 [گنبد حرم حضرت اباالفضل العباس عليه السلام]
 


 


دفتر مرجع اعلم جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سیستانی در نجف اشرف روز جمعه 15 بهمن ماه 1389 را آخرین روز از ماه صفر اعلام نمود . این خبر را سایت الکفیل در تماس تلفنی با دفتر معظم له کسب نموده است . بر اساس این خبر ورزز یکشنبه 17 بهمن ماه 1389 روز اول ماه ربیع الاول خواهد بود .
در همین راستا از روز آینده پرسنل واحد برق در قسمت امور فنی و مهندسی در حرم مطهر حضرت عباس علیه السلام همپای واد نظیر خود در آستان مقدس امام حسین علیه السلام اقدام به تعویض دهها هزار لامپ قرمز نصب شده در حرمین ، گلدسته ها ، دو گنبد و فضای بین الحرمین و جایگزینی آنها با لامپهای سبز و سفید خواهند نمود .
به موازات واحد مذکور ، قسمت هدایا و نذورات حرم مطهر نیز اقدام به برچیدن پرچمهای سیاه نصب شده در صحن حرم شریف نمود.
به همین مناسبت مدیریت حرم مطهر حضرت عباس علیه السلام شنبه شب پرچم سیاه برافراشته شده بر روی گنبد شریف را (که طی 6 سال گذشته از شب اول محرم و طی مراسمی پرشکوه و مملو از حزن و اندوه روی گنبد شریف نصب می شود) بعد از گذشت دو ماه با پرچم قرمز جایگزین نمودند. این مراسم عینا در حرم مطهر حسینی نیز برگزار گردید.
لازم به ذکر است رنگ قرمز در فرهنگ عرب نشان از خونخواهی دارد به طوریکه در گذشته بر فراز خانه کسی که کشته می شده و انتقام خونش گرفته نمی شده است برافراشته می شده و این امر به تدریج به یکی از تقالید در حرمین مطهر در کربلا مبدل شده به شکلی که از زمان مظلومانه شهادت امام حسین علیه السلام و اهل بیت بزرگوارش همواره پرچم قرمز بر فراز گنبد این دو حرم مطهر برافراشته بوده است . این در حالیست که بر طبق روایات وارده امام حسین به خون خدا تعبیر شده است .
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 13:43  توسط حیدری  | 

مراسم پرشکوه جایگزینی پرچم قرمز حرمین مطهر در کربلا با پرچم سیاه در آستانه حلول ماه محرم 1432 – گزار




 [جمعیت حاضر در مراسم تعویض پرچم در حرم حضرت عباس(عليه السلام ) ]



 


همزمان با آغاز ماه محرم (مطابق اعلام دفتر مرجعیت اعلم جهان تشیع در نجف اشرف حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید علی حسینی سیستانی) ، مراسم جایگزینی پرچم سرخ گنبد حرمین مطهر در کربلای معلی با پرچم سیاه رنگ که نمایانگر حزن و اندوه در مصیبت اهل بیت رسول خدا (صلى لله عليه وآله وسلم) می باشد طی مراسمی روحانی و با شکوه و با حضور دهها هزار نفر از مومنان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت که فضای حرمین مطهر امام حسین (عليه السلام) و برادر بزرگوارش حضرت اباالفضل العباس (عليه السلام)و همچنین فضای بین الحرمین شريفين را اشغال نموده بودند و با پوشش گسترده شبکه های ماهواره ای عراقی و خارجی (که این مراسم را بطور زنده برای دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت در سراسر جهان پخش نمودند) برگزار گردید.



این مراسم همه ساله به منظور اعلام حلول ماه محرم الحرام و با توجه به ضرورت استقبال از این ماه که یادآور مصائب اهل بیت پیامبر عظیم الشان اسلام می باشد در جوی مملو از حزن و اندوه برگزار میگردد.

این مراسم هر سال به مناسبت حلول ماه محرم و آغاز سال جدید هجری که در آن امام حسین (عليه السلام) ، سید جوانان اهل بهشت و یارانش در نبردی نابرابر در سرزمین طف به شهادت رسیدند برگزار میگردد. این رخداد در آغاز سال هجری آنرا به مناسبتی اندوهگين در ابتدای سال هجری مبدل نموده که سراسر جهان اسلام را به جای شادی در اندوه فرو می برد.



این مراسم در آستان مطهر و منور امام حسین (عليه السلام) با حضور نمایندگان مراجع معظم شیعه در نجف اشرف و ریاست محترم دیوان وقف شیعی عراق آقای سید صالح الحیدری و تنی چند از مسئولان و شخصیتهای دینی و سیاسی برگزار گردید . شخصیتهای حاضر در حرم مطهر امام حسین (عليه السلام) مورد استقبال رئیس هیات امنای حرم مطهر آقای شیخ عبدالمهدی الکربلائی و تنی چند از اعضای هیات مدیره حرم و مدیران قسمتهای مختلف آن قرار گرفتند.



این مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز گردید و بعد از آن آقای سید صالح الحیدری در سخنانی به تبیین اهمیت این ماه در احیای شعائر دینی و ضرورت یادآوری اهمیت و نقش نهضت حسینی در اعتلای بشریت و اصلاح امور مسلیمن پرداخت .

در این مراسم و همراه با پائین آمدن پرچم سرخ حسینی از روی گنبد مطهر ، صدای حزین مردم که با فریاد "یاحسین" همراه بود طنین انداز شد . در این مراسم خادمان حرم گرز بدست به همراه یگان تشریفات تیپ حفاظت حرمین شریفین که پرچم سیاه بدست داشتند، با ادای احترام نظامی ، پرچم قرمز را از فراز گنبد حسینی پائین آورده و پرچم سیاه را جایگزین نمودند.



پس از آن جمعیت حاضر از حرم مطهر حسینی به سمت حرم حضرت عباس(عليه السلام) حرکت نمودند تا طی مراسمی مشابه پرچم گنبد مطهر حضرت عباس(عليه السلام) را با پرچم سیاه جایگزین نمایند.

مراسم در حرم مطهر حضرت اباالفضل (عليه السلام) با پیام هیات امنای حرمین مطهر که آقای سید احمد الصافی رئیس هیات امنای حرم مطهر حضرت عباس(عليه السلام) به نمایندگی از دو هیات امنا آنرا قرائت نمود آغاز گردید. در این پیام ضمن خوش آمدگویی و تشکر از حاضران عزادار در این مراسم ، آقای سید احمد الصافی این مراسم را از جمله شعائر حسینی برشمرد و افزود : استمرار برگزاری این مراسم نشان از استمرار انقلاب حسینی و در نتیجه مقاومت و ایستادگی در مقابل ظلم و تجاوز و دشمنان دین که خواهان محو احکام آن هستند میباشد .

وی افزود: امام حسین(عليه السلام ) به راستی مکتبی برای همه نسلها اعم از مسلمان و غیر مسلمان می باشد . مکتبی که به همه می آموزد چگونه ظلم را دفع ، حق را احقاق و عدل را استوار سازیم .



بعد از آن ، مراسم با تحویل پرچم از سوی خادمان حرم حسینی به رئیس هیات امنای حرم مطهر حضرت عباس(عليه السلام) برای جایگزینی با پرچم قرمز که روی جایگاه به عنوان نمادی از پرچم قرمز نصب شده روی گنبد می باشد ادامه یافت تا بعد از آن توسط یکی از خادمان حرم روی گنبد مطهر نصب گردد.

در حرم حضرت عباس مراسمی مشابه مراسم برگزار شده در حرم امام حسین(عليه السلام) برگزار گردید و فریادهای محزون " یا عباس" در فضای حرم طنین انداز شد .



علاوه بر پخش مستقیم ، این مراسم را شبکه های ماهواره ای و شبکه های تلویزیونی محلی داخلی و خارجی عربی و جمعی از خبرنگاران روزنامه های عراقی و شبکه اینترنتی پخش مستقیم حرمین مطهر امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) پوشش داده و مخابره نمودند.



یادآور می شود این مراسم با این حجم مشارکت عزاداران و مراسم عزاداری بعد از سقوط رژیم بعثی در سال 2003 به منظور تبیین شعائر الهی و ترسیخ آنها هر ساله در آخرین ساعات ماه ذی الحجه و بعد از ادای نماز مغرب و عشا برگزار میگردد .









+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 13:21  توسط حیدری  | 

حکایت نوحه سرائی ام البنین برای حضرت ابوالفضل

 

مقام جناب ابوالفضل بسیار بالاست. ائمه ما فرموده اند: «ان للعباس منزله عند الله یغبطه بها جمیع الشهداء» (ابصار العین فی انصار الحسین ص 27، بحار الانوار ج 44 ص 298 به نقل از امالی صدوق مجلس 70 رقم 10) عباس مقامی نزد خدا دارد که همه شهداء غبطه مقام او را می برند. متاسفانه تاریخ از زندگی آن بزرگوار اطلاعات زیادی نشان نداده، یعنی اگر کسی بخواهد کتابی در مورد زندگی ایشان بنویسد، مطلب زیادی پیدا نمی کند. ولی مطلب زیاد به چه درد می خورد، گاهی یک زندگی یک روزه یا دو روزه یا پنج روزه یک نفر که ممکن است شرح آن بیش از پنج صفحه نباشد، آنچنان درخشان است که امکان دارد به اندازه دهها کتاب ارزش آن شخص را ثابت بکند، و جناب ابوالفضل العباس چنین شخصی بود.

سن ایشان در کربلا در حدود 34 سال بوده است و دارای فرزندانی بوده اند که یکی از آنها به نام عبیدالله بن عباس بن علی بن ابیطالب است و تا زمانهای دور زنده بوده است. نقل می کنند که روزی امام سجاد علیه السلام چشمشان به عبیدالله افتاد، خاطرات کربلا به یادشان افتاد و اشکشان جاری شد. جناب ابوالفضل در وقت شهادت امام علی علیه السلام، کودکی نزدیک به حد بلوغ ، یعنی در سن چهارده سالگی بوده است. من از «ناسخ التواریخ» الان یادم هست که جناب ابوالفضل در جنگ صفین حضور داشته اند. ولی چون هنوز نابالغ و کودک بوده اند (حدود دوازده سال داشته اند، زیرا جنگ صفین تقریبا سه سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین است)، امیرالمؤمنین به ایشان اجازه جنگیدن نداده اند. همین قدر یادم هست که نوشته بود ایشان در جنگ صفین در عین اینکه کودک بودند، سوار بر اسب سیاهی بودند. بیش از این چیزی ندیدم. ولی این موضوع را خیلی ها نوشته اند، در مقاتل معتبر این مطلب را نوشته اند که امیرالمؤمنین علی علیه السلام یک وقتی به برادرشان عقیل فرمودند برای من زنی انتخاب کن که «ولدتها الفحوله» یعنی نژاد از شجاعان برده باشد.

عقیل که برادر امیرالمؤمنین است، نسابه است، نسب شناس و نژادشناس بوده و عجیب هم نژاد شناس بوده و قبائل و پدرها و مادرها و اینکه کی از کجا نژاد می برد را می شناخته است. فورا گفت: «عنی لک بام البنین بنت خالد»؛ آن زنی که تو می خواهی ام البنین است. ام البنین یعنی مادر پسران (مادر چند پسر) ولی خود این کلمه مثل ام کلثوم است که حالا ما اسم می گذاریم. مخصوصا در تاریخ دیدم که یکی از جدات یعنی مادر بزرگهای ام البنین اسمش ام البنین بوده و شاید هم به همین مناسبت، اسم ایشان را هم ام البنین گذاشته اند. همین دختر را برای امیرالمؤمنین خواستگاری کردند و از او چهار پسر برای امیرالمؤمنین متولد شد و ظاهرا دختری از او به دنیا نیامده است. بعد این زن به معنی واقعی، ام البنین یعنی مادر چند پسر شد.

امیرالمؤمنین فرزندان شجاع دیگر هم داشت، اولا خود حسنین (امام حسین و امام حسن) شجاعتشان محرز بود، مخصوصا امام حسین که در کربلا نشان داد که چقدر شجاع بود و شجاعت پدرش را به ارث برده بود. محمد بن حنفیه از جناب ابوالفضل خیلی بزرگتر بود و در جنگ جمل شرکت کرد و فوق العاده شجاع و قوی و جلیل و زورمند بود. حدس زده می شود که امیرالمؤمنین به او عنایت خاصی داشته است (البته این مطلب در متن تاریخ نوشته نشده، حدس است).

مطابق معتبرترین نقلها اولین کسی که از خاندان پیغمبر شهید شد، جناب علی اکبر و آخرینشان جناب ابوالفضل العباس بود. یعنی ایشان وقتی شهید شدند که دیگر از اصحاب و اهل بیت کسی نمانده بود، فقط ایشان بودند و حضرت سید الشهداء. آمد عرض کرد برادر جان! به من اجازه بدهید به میدان بروم که خیلی از این زندگی ناراحت هستم. جناب ابوالفضل سه برادر کوچکترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد، گفت بروید برادران، من می خواهم اجر مصیبت برادرم را برده باشم. می خواست مطمئن شود که برادران مادریش حتما قبل از او شهید شده اند و بعد به آنها ملحق بشود. بنابراین ام البنین است و چهار پسر، ولی ام البنین در کربلا نیست، در مدینه است. آنان که در مدینه بودند که از سرنوشت کربلا بی خبر بودند به این زن، مادر این چند پسر که تمام زندگی و هستیش همین چهار پسر بود خبر رسید که هر چهار پسر تو در کربلا شهید شده اند. البته این زن، زن کامله ای بود، زن بیوه ای بود که همه پسرهایش را از دست داده بود. گاهی می آمد در سر راه کوفه به مدینه می نشست و شروع به نوحه سرائی برای فرزندانش می کرد.

تاریخ نوشته است که این زن، خودش یک وسیله تبلیغ علیه دستگاه بنی امیه بود. هر کس که می آمد از آنجا عبور بکند، متوقف می شد و اشک می ریخت. مروان ابن حکم که یک وقتی حاکم مدینه بوده و از آن دشمنان عجیب اهل بیت است، هر وقت می آمد از آنجا عبور کند، بی اختیار می نشست و با گریه این زن می گریست. این زن، اشعاری دارد و در یکی از آنها می گوید:

لا تدعونی ویک ام البنین *** تذکرینی بلیوث العرین
کانت بنون لی ادعی بهم *** و الیوم اصبحت و لا من بنین
(منتهی الامال ج 1 ص 386، ابصار العین فی انصار الحسین علیهم السلام ص 31 )

مخاطب را یک زن قرار داده می گوید: ای زن، ای خواهر! تا بحال اگر مرا ام البنین می نامیدی بعد از این دیگر ام البنین نگو، چون این کلمه خاطرات مرا تجدید می کند، مرا بیاد فرزندانم می اندازد. دیگر بعد از این مرا به این اسم نخوانید. بله در گذشته من پسرانی داشتم ولی حالا که هیچیک از آنها نیستند. رشیدترین فرزندانش جناب ابوالفضل بود و بالخصوص برای جناب ابوالفضل، مرثیه بسیار جانگدازی دارد، می گوید:

یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد *** و وراه من ابناء حیدر کل لیث فی لبد
انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید *** ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منه احد (همان مدرک)::
ای کسی که عباس را دیدی که بر دسته های گوسفندان چون شیر حمله می کرد و در پشت سر او فرزندان حیدر مانند شیران ژیان ایستاده بودند به من گزارش داده اند که پسرم در حالی که دستش جدا شده بود ضربه به سرش اصابت کرد وای بر من که به سر بسرم ضربه عمود فرود آمد ولی اگر شمشیر در دست تو بود کسی جرات نزدیک شدن به تو را نداشت.

پرسیده بود که پسر من، عباس شجاع و دلاور من چگونه شهید شد؟ دلاوری حضرت ابوالفضل العباس از مسلمات و قطعیات تاریخ است. او فوق العاده زیبا بوده است که در کوچکی به او می گفتند قمر بنی هاشم، ماه بنی هاشم، در میان بنی هاشم می درخشیده است. اندامش بسیار رشید بوده که بعضی از مورخین معتبر نوشته اند هنگامی که سوار بر اسب می شد، وقتی پایش را از رکاب بیرون می آورد، سر انگشتانش زمین را خط می کشید، بازوها بسیار قوی و بلند، سینه بسیار پهن داشت. می گفت که پسرش به این مفتیها کشته نمی شد. از دیگران پرسیده بود که پسر من را چگونه کشتند؟ به او گفته بودند که اول دستهایش را قطع کردند و بعد به چه وضعی او را کشتند. آن وقت در این مورد مرثیه ای گفت. می گفت ای چشمی که در کربلا بودی! ای انسانی که در صحنه کربلا بودی!، آن زمانی که پسرم عباس را دیدی که بر جماعت شغالان حمله کرد و افراد دشمن مانند شغال از جلوی پسر من فرار می کردند.

یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد *** و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد

پسران علی پشت سرش ایستاده بودند و مانند شیر بعد از شیر، پشت پسرم را داشتند، وای بر من، به من گفته اند که بر شیر بچه تو، عمود آهنین فرود آوردند. عباس جانم، پسر جانم، من خودم می دانم که اگر تو دست در بدن می داشتی، احدی جرات نزدیک شدن به تو را نداشت.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 1:52  توسط حیدری  | 

عباس علیه السلام

در سال 26 هجری قمری، حضرت عباس علیه السلام پا به عرصه گیتی نهاد. مادر گرامیش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر كلبی و كنیه اش "ام البنین" بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود كه امیرالمومنین از برادرش عقیل، كه به اصل و نسب قبایل آگاه بود، درخواست كرد زنی را از دودمانی شجاع برای او خواستگاری كند و عقیل، فاطمه كلابیه (ام البنین) را برای آن حضرت خواستگاری كرد و ازدواج صورت گرفت. امیرالمومنین علیه السلام از این بانوی گرامی صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد. عباس علیه السلام از برادران دیگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خویش، حسین علیه السلام وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند. ارادت قلبی ام البنین (س) به خاندان پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم آنقدر بود كه امام حسین علیه السلام را از فرزندان خود بیشتر دوست می داشت بطوری كه وقتی به این بانوی گرامی خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسین علیه السلام باخبر سازید و چون خبر شهادت امام حسین علیه السلام به او داده شد، فرمود رگهای قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زیر این آسمان كبود است، فدای امام حسین علیه السلام.

دوران كودكی حضرت ابوالفضل العباس (ع):
در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آیینه معرفت، ایمان، دانایى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى اش بر وى تاثیر مى نهاد. او از دانش و بینش على علیه السلام بهره مى برد. حضرت در باره تكامل و پویایى فرزندش فرمود: «ان ولدى العباس زق العلم زقا»; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى گیرد، از من معارف فرا گرفت. در آغازین روزهایى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام علیه السلام به فرزندش فرمود: بگو یك. عباس گفت: یك. حضرت ادامه داد: بگو دو. عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى كنم با زبانى كه خدا را به یگانگى خوانده ام، دو بگویم. پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده اى پاك و مبارك براى ایام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آینده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على علیه السلام با نگاه بصیرت آمیز خود آینده عباس را نظاره مى كرد، با لبختدى رضایت آمیز، سرشك غم از دیدگان جارى مى كرد و چون همسر مهربانش از علت گریه مى پرسید، مى فرمود: دستان عباس در راه یارى حسین علیه السلام قطع خواهد شد آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنین خبر مى داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمویش جعفر بن ابى طالب در بهشت پرواز كند. محبت پدرى گاه على علیه السلام را بر آن مى داشت تا پاره پیكرش را ببوسد، ببوید و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد از اینرو لحظه اى عباس را از خود دور نمى ساخت. فرزند پاكدل على علیه السلام در مدت 14 سال و چهل و هفت روز كه با پدر زیست، همیشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت. در ایام دشوار خلافت، لحظه اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال 37 هجرى قمرى جنگ صفین پیش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه اى جاوید آفرید.

مقام علمی حضرت عباس (ع):
حضرت عباس علیه السلام در خانه ای زاده شد كه جایگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر امیرمومنان علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام كسب فیض كردند و از مقام والای علمی برخوردار شدند. لذا از خاندان عصمت علیه السلام در مورد حضرت عباس علیه السلام نقل شده است كه فرموده اند: «زق العلم زقا»؛ یعنی همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقیما غذا می دهد، اهل بیت علیه السلام نیز مستقیما به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند. علامه محقق، شیخ عبدالله ممقانی در كتاب نفیس تنقیح المقال در مورد مقام علمی و معنوی ایشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقیه و دانشمندان ائمه علیه السلام و شخصیتی عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود.

مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع):
اگر بخواهیم مقام و منزلت حضرت عباس علیه السلام را از دیدگاه امامان معصوم علیه السلام دریابیم، كافی است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس علیه السلام توجه كنیم. در شب عاشورا، وقتی دشمن در مقابل كاروان امام حسین علیه السلام حاضر شد و در راس آنها عمربن سعد شروع به داد و فریاد كرد، امام حسین علیه السلام به حضرت عباس علیه السلام فرمود: برادر جان، جانم به فدایت، سوار مركب شو و نزد این قوم برو و از ایشان سوال كن كه به چه منظور آمده اند و چه می خواهند. در این ماجرا دو نكته مهم وجود دارد یكی آنكه امام به حضرت عباس می فرماید: من فدایت شوم. این عبارت دلالت بر عظمت شخصیت عباس علیه السلام دارد زیرا امام معصوم العیاذ بالله سخنی بی مورد و گزاف نمی گوید و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماینده خود، عباس علیه السلام را به اردوی دشمن می فرستد. روز عاشورا هنگامی كه حضرت عباس علیه السلام از اسب بر روی زمین افتاد، امام حسین علیه السلام فرمودند: «الان انكسر ظهری و قلت حیاتی» یعنی «اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد». این جمله بیانگر اهمیت حضرت عباس علیه السلام و نقش او در پشتیبانی از امام حسین علیه السلام است.

امام زمان علیه السلام، در قسمتی از زیارتنامه ای كه برای شهدای كربلا ایراد كردند، حضرت عباس علیه السلام را چنین مورد خطاب قرار می دهند: «السلام علی ابی الفضل العباس بن امیرالمومنین المواسی اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادی له، الوافی الساعی الیه بمائه، المقطوعه یداه لعن الله قاتله یزید بن الرقاد الجهنی و حكیم بن طفیل الطائی؛ سلام بر ابوالفضل العباس پسر امیرالمومنین که با جانش در حق برادرش مواسات کرد و از امروز زندگانی دنیایش برای فردای قیامتش ذخیره کرد و خود را فدای برادرش کرد و با تمام توان و وجودش در راه او کوشید یا دو دستش را جدا کردند. خداوند کشندگانش را که یزیدبن رقاد جهنی و حکیم بن طفیل طائی اند لعنت کند».

امام زین العابدین علیه السلام به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام نظر افكند و اشكش جاری شد سپس فرمود: هیچ روزی بر رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم سخت تر از روز جنگ احد نبود زیرا در آن روز عموی پیامبر، شیر خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پیامبر هیچ روزی سخت از روز جنگ موته نبود، زیرا در آن روز پسر عموی پیامبر جعفر بن ابی طالب كشته شد سپس امام زین العابدین علیه السلام فرمود: هیچ روزی همچون روز مصیبت حضرت امام حسین علیه السلام نیست كه سی هزار تن در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و می پنداشتند كه از امت اسلام هستند و هر یك از آنها می خواستند از طریق ریختن خون امام حسین علیه السلام به نزد پروردگار تقرب پیدا کنند و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روی ظلم و جور و دشمنی به شهادت رساندند آنگاه امام زین العابدین علیه السلام فرمود: خداوند حضرت عباس علیه السلام را رحمت كند كه به حق ایثار كرد و امتحان شد و جان خود را فدای برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد و خداوند عزوجل در عوض، دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابی طالب علیه السلام هم دو بال عطا فرمود و به تحقیق، حضرت عباس علیه السلام نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد كه روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند.

ایثار و جانبازی، راز و رمز تعالی حضرت عباس (ع):
با توجه به روایاتی كه در شان حضرت عباس علیه السلام از ائمه علیهم السلام رسیده و در آن به ایثار و فداكاری در راه امام خویش تصریح شده است، به روشنی، فضیلت و مقام آن بزرگوار آشكار می شود. حضرت عباس علیه السلام فرزند كسی است كه آیه 207 سوره بقره («و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله؛ و از مردم کسی است که در طلب رضای خدا از سر جان می گذرد») در شأنش نازل شد و از سلاله دودمانی است كه اسوه ایثار و از خودگذشتگی بودند و سوره هل اتی، در شان ایثار ایشان نازل شده است. فداكاری، ایثار و جانبازی در اسلام و مكتب اهل بیت علیهم السلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به طوری كه امیرمومنان در جایی ایثار را برترین فضیلت اخلاقی می داند. در جایی دیگر علی علیه السلام ایثار را بالاترین عبادت معرفی می نماید و در روایتی دیگر غایت و هدف تمام مكارم اخلاقی را ایثار و از خودگذشتگی می داند. علی علیه السلام در قسمتی از نامه خود به حارث همدانی می فرماید: بدان كه برترین مومنان كسی است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خویش از دیگر مومنان برتر باشد. حال در اینجا این سوال مطرح می شود كه مگر سایر شهیدان از جان خود نگذشتند، پس چه چیزی حضرت عباس را از سایر شهیدان متمایز می سازد؟ جواب این است كه معرفت حضرت عباس علیه السلام از همه شهیدان والاتر و اطاعتش از امام خویش، كاملتر بود. براساس دیدگاه اسلام و مكتب اهل بیت علیه السلام آنچه اعمال نیك را از یكدیگر متمایز می سازد و ارزش اعمال را متفاوت می كند، همان معرفت و بینش و نیت شخص است و كلام پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله و سلم كه فرمود: «ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین؛ ارزش ضربت علی علیه السلام در جنگ خندق از عبادت جنیان و آدمیان برتر است» شاید ناظر به این معنا باشد. در ضمن روایاتی كه در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهای گوناگون و متفاوت نقل شده، به این دلیل است كه ثواب یا عذاب یك عمل معین، با توجه به معرفت و نیت عامل آن متفاوت می شود. به عنوان مثال، ثواب زیارت امام رضا علیه السلام در روایتهای معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضی روایات تصریح شده كه این تفاوت ثواب، به دلیل تفاوت در معرفت اشخاص است. آری حضرت عباس علیه السلام با كمال معرفت در راه دین و امام خویش جانبازی نمود و مراحل كمال و تعالی را طی كرد.

القاب تابناك حضرت ابوالفضل العباس (ع)
1. قمر بنى هاشم
بهره مندى بسیار عباس از جمال و جلال و سیماى سپید و زیبا و سیرت سبز و نورانى، زمینه ساز این لقب است.
2. باب الحوائج
كریمى از دودمان كریمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته هایش را برآورده مى سازد.
3. طیار
بیانگر مقام و عظمت حضرت عباس علیه السلام در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.
4. الشهید
شهادت، كه نشان نمایان ابوالفضل علیه السلام است و در چهره حیات او درخشندگى بسیار دارد زمینه ساز این لقب است.
5.سقا
دلاورى عباس در صحنه هاى حیرت آور آب رسانى به تشنگان، سبب این لقب شد.
6. عبد صالح
لقبى كه حضرت صادق علیه السلام در زیارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد: «السلام علیك ایها العبد الصالح؛ سلام بر تو، اى بنده صالح خدا».
7. سپه سالار
صاحب لواء یا سپه سالار لقب بزرگترین شخصیت نظامى است و عباس در روز عاشورا این لقب را از آن خود ساخت.
8. پرچمدار و علمدار
یادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس علیه السلام این لقب را برایش به ارمغان آورد.
9. ابوقربه (صاحب مشك)، عمید (یاور دین خدا)، سفیر (نماینده حجت خدا)، صابر (شكیبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات دیگران) و ... از دیگر لقبهاى ابوالفضل است.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 1:44  توسط حیدری  |